برای دریافت ناتیفیکیشنهای مربوط به آخرین فیلمها و آپدیتهای جدید آنها، کافی است دسترسی به اطلاعیهها رو فعال کنی. اینطوری همیشه از جدیدترین تغییرات باخبر میمونی!
به بهانهی اتهام جنسی ژرار دوپاردیو| عواقب طولانی مدت بیتفاوتی
منتشر شده در تاریخ ۴ فروردین ۱۴۰۴
0 بازدید
به بهانه ی اتهام جنسی ژرار دوپاردیو| عواقب طولانی مدت بیتفاوتی
در تاریخ 3 فروردین 1404، گاردین گزارشی در مورد یه اتهام تجاوز جنسی منتشر کرد که به خودی خود اتفاق جدیدی در سینما نیست. هر بار که یه شخصیت سینمایی یا چهره ی محبوب در صنعت سرگرمی به خاطر چنین اتهاماتی درگیر دادگاه میشه، معمولا نه تنها تاثیر چندانی روی آینده ی کاریش نداره بلکه می تونه باعث افزایش شهرتش هم بشه. بسته به میزان محبوبیت یه هنرمند میتونید حدس بزنید که قراره چقدر بابت اشتباهات کرده و نکرده اش تاوان پس بده.
ژرار دوپاردیو بخشی از سینمای فرانسه به حساب میاد و گزارشگر گاردین، از اصطلاح غول سینمای فرانسه ازش یاد کرده. امروز که این مطلب در حال تحریر شدنه، دادگاه بنا هست در فرانسه تشکیل بشه چرا که دو زن ادعا کردن که در جریان فیلم برداری اثری در سال 2021، از جانب ژرار 76 ساله مورد آزار جنسی قرار گرفتن.
این بازیگر، سابقا هم از طرف 12 زن، چنین اتهامی رو دریافت کرده اما این اولین باریه که شکایت ها اونو به دادگاه کشوندن.
اطلاعی ندارم مردم فرهنگای دیگه هم اینطور هستن اما ما توی همچین مواقعی، شاید بیشتر ترجیح بدیم که اول از همه، چهره ی فردی که به تجاوز متهم شده رو ببینیم. شاید چون میخوایم ببینیم اون به کدوم دسته از آدمایی که تا امروز دیدیم شباهت داره؟ آیا بهش میخوره همچین کاری کرده باشه یا نه؟ اتهام تجاوز جنسی، معمولا به خودی خود شانسی برای اثبات شدن نداره چون می تونه پشت درهای بسته اتفاق بیوفته و رد خاصی هم از وقوعش به جا نمونه و همینم فرهنگ عمومی رو مستعد میکنه که بیشتر به شهود خودش برای پیدا کردن متهم، اتکا کنه.
چهره ی ژرار دوپاردیو هم در فرهنگ ما، بیشتر یادآور یه چهره ی ثروتمند، جسورو اهل بازاره و فضای رسانه ای هم تا حد زیادی داره برعلیهش پیش میره. این دو زن از طرف برخی شاهدین که الفاظ نه چندان جالبی رو از زبون ژرار شنیدن مورد حمایت قرار گرفتن.
جالبه بدونید این دادگاه قرار بوده که ماه قبل برگزار بشه اما به خاطر بیماری ژرار دوپاردیو به تعویق افتاد. وکیلش اینطور اظهار کرده که بازیگر، تحت یه بای پس قلبی قرار گرفته و دیابتش هم بابت استرس دادگاه پیش رو، تشدید شده.
چرا یه بازیگر که می تونه در سطح وسیعی اظهار نظر کنه باید اینقدر تحت تاثیر یک اتهام قرار بگیره؟ اگه یه فرد معمولی بود، راحت تر میشد این موضوع رو درک کرد ولی هیشکی به اندازه ی فردی که توی سینما و تلویزیون به عنوان یه چهره ی محبوب شناخته شده، نمی تونه با گفتن حرفای فرمالیته و تحریک احساسات دیگران، وجهه ی خودشو رو بهبود ببخشه. احتمالا اتهامات جنسی ای که نسبت به این بازیگر مطرح شده و به قولا غلیظ شدن حواشی مربوط به تجاوز جنسی، اینقدر زیاد شدن که ایده ی بخصوصی برای رد کردن ظاهری و تحریک احساسات مخاطبا، به ذهن ژرار نرسیده.
دوپاردیو در سال 2020، از طرف بازیگری به اسم شارلوت آرنولد، مورد اتهام قرار گرفت. ادعا بر این بوده که در سال 2018، زمانی که شارلوت 22 سال داشته و ژرار هم 70 سال، توی محل زندگی شارلوت، دو ارتباط جنسی ناخواسته صورت گرفته.
تحقیقات تقریبا از همون موقع شروع میشه و مشخصا ژرار هم تلاش میکنه تا تمام این اتهامات رو رد کنه.
پرونده ای در اون زمان تشکیل میشه که وکلای دوپاردیو سعی میکنن متوقفش کنن اما دادستان ارشد پاریس، اجازه ی این کار رو نمیده. از اون زمان تا حالا، هرگز موقعیتی پیش نیومد که ژرار در دادگاه حاضر بشه و حالا هم بعد از تمام تلاش هایی که برای تعویق صورت گرفته، متهم قراره زیر سایه ی قانون و افرادی که نه لزوما تحت تاثیر جذابیت های صنعت سرگرمی هستن، حاضر بشه و جواب پس بده.
با اینکه فرانسه به عنوان یه جامعه ی مدرن و پیشرو شناخته میشه ولی بعضی از منتقدا عقیده دارن که واکنش این جامعه نسبت به بسیاری از نابهنجاری های جنسی، ضعیف و غیر قابل قبوله. شاید در خودنمایی اقلیت های جنسی خوب عمل کرده اما وقتی پای نقد نابهنجاری وسط باشه، بیخیالی افراطی رو میشه از سمت رسانه و شخصیت های سرشناس و جامعه ی فرانسه مشاهده کرد.
این قبیل اتفاقات و سر و صدایی که ایجاد میکنن، زمان خوبی برای یادآوری پیامد های پنهان و بعضا طولانی مدت اشتباهاتی هست که به کرار انجام میدیم و بی تفاوتی هایی که سعی میکنیم به راحتی توجیهشون کنیم. مبارزه ی مدنی لزوما به گفتن حرفای خوب یا به نمایش گذاشتن المان های بی پروایانه و بی شرمانه نیست. وقتی که یه اتفاق مهم رخ میده که سایه اش روی ذهن طیف وسیعی از مخاطبای سینما سنگینی میکنه، سکوت و بی تفاوتی هنرمندا، چیزیه که در طول زمان فراموش میشه. همون بازیگر میاد و چند ماه یا چند سال بعد، دوباره توی فیلمایی بازی میکنه که سعی دارن اندیشه های لیبرال رو تبلیغ کنن و یا توی شو های مختلف، با لباسا و میکاپ جذاب ظاهر میشن و چند تا شعار رندوم درمورد آزادی و برابری میگن.
منتقدا و مخاطبایی هستن که از چنین اخباری صرفا برای دامن زدن به مسائل فمنیستی استفاده میکنن اما اگر ریشه ی شکل گیری چنین مشکلاتی رو ردگیری کنید، به پدیده هایی ضد انسانی میرسید و نه لزوما جنسیت زده. ما با صنعتی طرفیم که داره به هنرمندای حرفه ای اما فاقد اخلاقیات، قدرت میده تا از کارای کثیف خودشون فرار کنن و در عین حال، بیشتر از یک شهروند عادی، فرصت انجام جنایت رو دارن. اونا مدام در معرض توجه هستن، محبوب هستن، می تونن به کمک بازی های رسانه ای، وجهه ی اجتماعی خودشون رو بهبود ببخشن، می تونن از همین طریق، به طرفدارا و بازیگرای زیادی نزدیک بشن و حتی فرصت بیشتری برای باج گیری دارن.
جمع بندی
انتقادی که بهتره به طور جدی مطرح کرد لزوما این نیست که چرا مخاطب بالقوه ی سینما، به ایدئولوژی هایی مثل فمنیسم و لیبرالیسم اهمیت نمیده بلکه میشه این سوالو مطرح کرد که چرا این اتمسفر، اینقدر درگیر تحریک های حسی و بازی های روانی ای شده که همواره سعی داره از احساسات مخاطبا سواستفاده کنه بدون اینکه از پتانسیلی که درون این صنعت هست، برای افزایش مهارت های روانی مخاطباش استفاده کنه؟ فکر نمیکنم استفاده از افراد خوش فکر برای طراحی یه محتوای سرگرم کننده که بتونه در زمینه ی تعلیم مهارت های روانی، الهام بخش مخاطبش باشه کار سختی باشه اما حتی به فرض اینکه این صنعت نمی خواد یا نمیتونه تعلیم دهنده باشه، هیچ توجیهی وجود نداره که شما محتوای هنری خودتون رو پر کنید از الگوهایی که آدما رو به لحاظ روانی، نابهنجارتر میکنه و اونا تبدیل میشن به عروسکای خیمه شب بازی ای که می شه به راحتی احساساتشون رو تحریک کرد و جلوی تفکر منطقیشون رو گرفت. کاری که خیلی از هنرمندا و فیلمسازا انجام میدن، عملا سلامت روانی جامعه رو چند پله به عقب میبره و کار درمانگرا و افرادی که واقعا سعی دارن به رشد جامعه کمک کنن رو لگد مال میکنن.