برای دریافت ناتیفیکیشنهای مربوط به آخرین فیلمها و آپدیتهای جدید آنها، کافی است دسترسی به اطلاعیهها رو فعال کنی. اینطوری همیشه از جدیدترین تغییرات باخبر میمونی!
نامعلوم
7.20
خیر
سال 1954. ری کرک بیشتر دوران بزرگسالی خود را به عنوان یک فروشنده گذرانده است و در بسیاری از جنبهها میتوان او را یک کلاهبردار به حساب آورد. این تلاشهای مداوم او باعث شده که در برخی از محافل مورد تمسخر قرار بگیرد، چرا که محصولاتی که میفروشد بیشتر بهعنوان لوازم جالب یا فریبنده در نظر گرفته میشوند تا محصولات مفید، اما این کار او در عین حال سقفی راحتتر از آنچه که او و همسرش اتل در آرلینگتون هایتز، ایلینوی داشتند، فراهم کرده است. با این حال، اتل آرزو دارد که ری همان اندازه که در فروش تلاش میکند، زمان بیشتری را در خانه با او بگذراند؛ شغل فعلی او، فروش دستگاههای شیرمکشیک پنجاسپندل برای شرکت پرنس کاستل، که او را دائماً در حال سفر از یک رستوران درایو-این به رستوران دیگر میسازد، سبب شده که او بیشتر وقت خود را در جادهها بگذراند. این نارضایتی او از تجربههای درایو-این (غذای بد، خدمات ضعیف) و خوردن در این رستورانها در طول سفرهایش، باعث میشود که او به مفهوم رستوران مکدونالد در سن برناردینو، کالیفرنیا که توسط دو برادر ریچارد مکدونالد و موریس مکدونالد (دیک و مک) اداره میشود، علاقهمند شود. برخلاف اکثر مشتریان ری که تنها یک دستگاه شیرمکشیک پنجاسپندل در هر زمان نیاز دارند، برادران مکدونالد در نهایت هشت دستگاه برای رستوران خود خریداری میکنند. بهویژه به ابتکار دیک، این برادران تمام مفهوم رستورانهای درایو-این را بازطراحی کردهاند تا روی غذای باکیفیت با منوی کوچکی که تنها شامل محبوبترین آیتمها (همبرگر، سیبزمینی سرخشده، نوشابه) باشد، تمرکز کنند. آنها بهدنبال یکنواختی در محصول هستند تا مشتریان بدانند که چه چیزی را باید از رستوران انتظار داشته باشند، بازار هدف را از نوجوانان راحتطلب به خانوادهها تغییر دادهاند و شاید مهمترین نکته این است که سرعت آماده شدن هر سفارش را در چند ثانیه افزایش دادهاند که بسیاری از این اهداف از طریق تولید بهسبک خط مونتاژ قابل دستیابی است. آنها قبلاً تلاش کرده بودند که رستورانهای خود را فرانچایز کنند، اما در این کار شکست خوردند چرا که کنترل بسیاری از جنبههایی که باعث موفقیت رستوران سن برناردینوشان شده بود را از دست داده بودند. علیرغم این که برادران مکدونالد ری را کمی دیوانه میپندارند، آنها بهطور نسبی با او قراردادی برای سرپرستی فرانچایزهای خود امضا میکنند. تجربه ری در این شغل بدون مشکل نیست، بهویژه زمانی که متوجه میشود فرانچایزهای او بیشتر از خودش پول میسازند، در حالی که او فقط در حال شکستن خط میانه است. او با پیشرفت ایدههایی که به او ارائه میشود مشکلی ندارد - ایدههای اصلی که در تخصص او نیست - زیرا او برادران را بزرگترین مشکل خود میبیند، چون آنها تفکرات کوچکتری دارند. این تفاوتها باعث یک ایستادگی بین ری و برادران میشود، جایی که ری هدف متفاوتی برای "کسبوکارش" دارد که در آن سود و تقویت خودخواهیاش بهنظر اولویتهای اصلیاش هستند.