برای دریافت ناتیفیکیشنهای مربوط به آخرین فیلمها و آپدیتهای جدید آنها، کافی است دسترسی به اطلاعیهها رو فعال کنی. اینطوری همیشه از جدیدترین تغییرات باخبر میمونی!
سایکوپات آمریکایی| نقد و بررسی فیلم پریسیلا
منتشر شده در تاریخ ۵ فروردین ۱۴۰۴
0 بازدید
سایکوپات آمریکایی| نقد و بررسی فیلم پریسیلا
عادت ندارم قبل از دیدن یه فیلم، اطلاعات چندان خاصی در موردش به دست بیارم؛ صرفا یه نگاه به ژانر و کاورش میندازم، امتیازشو هم ناخواسته میبینم، بعضا شاید حتی خلاصهشو کامل نخونم چون ترجیح میدم که حتی شده با یه ایدهی بد، غافلگیر شم.
تا قبل از دیدن این فیلم، تنها چیزی که در مورد الویس پریسلی میدونستم این بود که یه خواننده است که به خاطر زیاد زور زدن تو دستشویی مرده.
علاقهای ندارم فیلمای زندگینامه رو به عنوان نوعی مستند یا حقیقت، باور کنم. فیلما معمولا برای کسب سود و به صورت جانبدارانه ساخته میشن، چه برسه صحبت از یه شخصیت سرشناس باشه که صرف اومدن اسمش توی خلاصهی فیلم، باعث شهرت و فروش بیشترش میشه.
وقتی که فیلمو تازه شروع کردم، با خودم فکر میکردم که ای کاش جیکوب الوردی رو برای بازی نقش الویس آورده باشن. این پسره رو توی سریال یوفوریا دیده بودم و به نظرم اومد که چهره و وایبش شبیه عکسای الویسه. راستش عکس روی پوستر، مشخص نمیکنه که کی داره نقش الویسو بازی میکنه.
همینکه اولین سکانس الویسو دیدم و با جیکوب الوردی رو به رو شدم، گفتم خب اولین پارامتر ساخت یه زندگی نامه رو به خوبی رعایت کردن و من به عنوان یه مخاطب، میتونم با این کاراکتر، ارتباط بگیرم.
نقدی که قصد دارم در ادامه بنویسم صرفا نقد الویسی هست که این کارگردان، بازتولید کرده و فکر نمیکنم که الویس واقعی لزوما شبیه این داستان باشه، ممکنه خیلی بدتر یا شایدم بهتر از این شخصیت بوده باشه.
هشدار: ادامهی این مطلب میتونه بخشهایی از داستان فیلمو لو بده.
میدونید اگه جملهی اول فیلم نبود که میگه این فیلم بر اساس کتاب خاطرات پرسیلا ساخته شده، هر لحظه منتظر بودم که تو همون سکانسای اول، پرسیلا مورد تجاوز الویس قرار بگیره. ولی این یه حقیقت غیر قابل انکاره که الویس، خیلی موجه ظاهر میشه و اینقدر جنتلمن بازی در میاره که بچهباز بودنش کاملا رد بشه و همه به چشم یه مرد عاشق پیشه بهش نگاه کنن.
الویس رفتار کنترلگر خودشو خیلی زود نشون میده و این در حالیه که به طور موازی و در حرفهی خودش، بردهی سیستم سرمایهداری و رسانه است تا بتونه شهرت و سرشناسی و ثروتشو افزایش بده. اون همچنین به شدت میل به خودنمایی و افسونگری داره. در حالی که در زمینهی خوانندگی مشهوره، دنبال بازی توی فیلمای هالیوودیه و پرسیلا رو هم مجبور میکنه تا شریک فشار روانی این شهرت بیمارگونه بشه.
الویس لزوما تصویر افراد درگیر شهرت و ثروت نیست بلکه تصویر عرف و فرهنگ جامعهای هست که مشهورش کرده. مشخصا اون به کیفیت زندگی زناشوییش اهمیت نمیده. مواد توهمزا مصرف میکنه و توی این مالیخولیا غرقه که تبدیل به یک شخصیت تاثیرگذار و کاریزماتیک شده، در حالی که اوج تاثیرش اینه که آهنگاشو توی پارتیا و ضبط ماشینا پخش میکنن یا یه عده سعی میکنن که طرز لباس پوشیدنشو تقلید کنن؟ الویس با سرگرم کردن خودش بین کتابای عرفانای دست ساختهی هندی و چینی، بیشتر هم فضای زندگیش رو نابهنجار میکنه.
پرسیلا از همون ابتدا هم احساس امنیت روانی نمیکنه و میبینه که الویس اطرافش شلوغه و لزوما هم رفتاراش نرمال نیست. اما کاملا میشه حس کرد که زندگی اشرافی، بهش مزه کرده و دوست نداره به سبک سابق برگرده. در حالی که باید کالجو تموم کنه، با قرصای الویس، خودشو بیدار نگه میداره که بتونه توی سرگرمیهای شبانه و عمدتا پرخرج الویس و رفقاش هم شرکت کنه.
فاصلهی این دو بیشتر میشه و احتمالا به جهت سرگرمی، یه بچه هم میارن. بچهای برای یه رابطه، که الویس عارش میومده تا مدتها رسمی و علنیش کنه. میشه حدس زد که اون مدتهاست داره خیانت میکنه.
شما نمیتونید از یه فردی که خودش بردهی یه سیستم درشته و حسابی باج میده، انتظار داشته باشید که برای همسرش استثنایی قائل بشه و اخلاقیات خاصی رو در موردش رعایت کنه. این فیلم، یه بخش کمی از خشونتا و اخلاقای بد الویس رو نشون میده و خدا میدونه که در واقعیت، این رفتارا چقدر بیشتر بودن. ولی خب نمیشه یه فیلم فمنیستی هم در نظرش گرفت. پرسیلا خودشم توی همچین فضایی نیست. از تحفهها و ثروت الویس سود خوبی میبره و راهشو میکشه و میره.
ما عرف و اخلاقای نابهنجار رو اینطوری بازتولید و تقویت میکنیم؛ با پرستیدن افرادی که لزوما اخلاقیات خاصی رو رعایت نمیکنن و صرفا خودشون رو به شرکتای تجاری فروختن تا معروف بشن و بتونن شاتای خوبی رو بگیرن و لباسای خوبی بپوشن. الویس هرچقدرم هنرمند و با استعداد بوده باشه نمیتونه خیانت یا خشونت خودشو پشت همچین چیزایی قایم کنه و شهرتشم لزوما مدیون استعدادش نبوده.
دنیا پر از آدمای با استعداد و هنرمنده ولی لزوما همهشون ثروتمند یا معروف میشن؟ همهی ما میدونیم که اینطور نیست. حتی خیلی وقته هم که میدونیم چه شایعات تاریکی پشت سر چهرهها یا گروههای موسیقی معروفه. ولی بازم دنبالشون میکنیم، برای داشتن تکههای بیشتری از هنر و جذابیتشون خرج میکنیم، اونا رو میپرستیم و توی ذهنمون هزارجور فنفیکشن تولید میکنیم. مگه اینکه کارای غیر اخلاقیشون علنی شه، وگرنه قبلش در نظرمون الههی پاکدامنی هستن.
این به معنی لزوم تهمت زدن نیست، ولی اینو در نظر بگیرید که اعتبار دادن به افرادی که خودشونو ثابت نکردن و مشخص نیست که دقیقا چرا معروف و ثروتمند شدن، ممکنه به موجوداتی فاقد تعهد و اخلاق، قدرتایی بده تا بر علیه خوده ما کار کنن. همین چهرهها، جزو اولین اشخاصی هستن که از طرف سیستمای پروپاگاندایی به کار گرفته میشن یا مردم جامعه رو تحریک به انجام کارای خاصی میکنن.
اگر بحث پیدا کردن خوراک فکری خوب باشه، چیزای زیادی برای مصرف کردن پیدا میشه؛ اینترنت ما رو در معرض دادهی انبوه قرار میده، لزومی نداره که یه فردو بیش از حد اعتبار ببخشیم و ازش یه خدای بیلیاقت بسازیم که ما رو از طرف اربابای خودش کنترل میکنه.
جمعبندی
تصویر الویس پریسلی توی این فیلم، شخصیت تاریکی هست. فردی که اگه معروف و ثروتمند نبود، مثل خیلی از آدمایی که این روزا میبینیم به نظر میرسید؛ یه فرد دروغگو، ریاکار، کنترلگر و سایکو. اما الویس احتمالا توسط افراد زیادی، جور دیگهای قضاوت میشه، چون اون یه خدای دست ساخته است که هنوزم خیلیا دوستش دارن.